خون ارغوان ها – با صدای منوچهر همایون پور



عکس های منتخب گرافیکی

لینک داونلود : www.4shared.com

زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوان‌ها
تو ای بانگ شورافکن، تا سحر بزن شعله تا کران‌ها
که در خون خستگان، دل‌شکستگان، آرمیده توفان
به آیندگان نگر، در زمان نگر، بردمیده توفان
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت‌دهندگان را
که لبخند آزادی، خوشۀ شادی، با سحر بروید
سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگوید

ستاره ستیزد و شب گریزد و صبح روشن آید
زند بال و پر ز نو، آن کبوتر و سوی میهن آید
گرفته تمام شب، شاخه‌ای به لب، سرخ و گرده‌افشان
پرد، گرده گسترد، دانه پرورد، سر زند بهاران
قفس را بسوزان، رها کن پرندگان را، بشارت دهندگان را
که لبخند آزادی، خوشۀ شادی، با سحر بروید
سرود ستاره را موج چشمه با آهوان بگوید



دل – با صدای مهستی

عکس های رویایی و فانتزی تنهایی

لینک داونلود : www.4shared.com

اگه تو با دل من یکدل و همراهی بگو
از دلم بی خبری یا اگه اگاهی بگو

تو با من قهری بگو آشتی اگه هستی بگو
نمیدونم چی بگم هر چی که میخواهی بگو

ساکت و سردی چرا؟ سردی آوردی چرا؟
با دل خسته من چرا بد کردی چرا؟

ساکت و سردی چرا؟ سردی آوری چرا؟
با دل خسته من چرا بد کردی چرا؟

دل تو پیش دل خسته و رنجور نمیاد
سنگ و شیشه که با هم جور نمیاد

به شب تیره و افسرده آزرده دلها
غم و تاریکی میاد نور نمیاد

ساکت و سردی چرا؟ سردی آوردی چرا؟
با دل خسته من چرا بد کردی چرا؟

اگه تو با دل من یکدل و همراهی بگو
از دلم بی خبری یا اگه اگاهی بگو

تو با من قهری بگو آشتی اگه هستی بگو
نمیدونم چی بگم هر چی که میخواهی بگو

ساکت و سردی چرا؟ سردی آوردی چرا؟
با دل خسته من چرا بد کردی چرا؟


 

عاشق شدم / بنیامین

 
عاشق شدم کاش ندونه
دست دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم
دیگه با من نمی مونه
اونکه پیشش دل من گیره
اگه بدونه میذاره میره
اگه بدونه دیوونم کرده
میره و دیگه بر نمیگرده
عاشق شدم کاش ندونه
دست دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم
دیگه با من نمی مونه
عاشق شدم دلواپسم
گرفته راه نفسم
دلهره دارم که بهش میرسم یا نمیرسم
چشمای اون سر به سرم میذاره
دست از سر من بر نمیداره
داره بلا سرم میاره
اما خودش خبر نداره
دستام اگر که رو بشه
دلم بی آبرو بشه
راز مگو بگو بشه
عاشق شدم کاش ندونه
دست دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم دیگه با من نمی مونه
عاشق شدم دلواپسم
گرفته راه نفسم
دلهره دارم که بهش میرسم یا نمیرسم
 
 

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد – با صدای محمدرضا شجریان


عکس های فانتزی و جذاب روز (سری2)

لینک داونلود : www.4shared.com

 
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
یاران را چه شد
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره‌گون شد
آب حیوان تیره‌گون شد خضر فرخ پی کجاست
کجاست
خون چکید از شاخ گل ابر بهاران را چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست
لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
چه شد
چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سرآمد شهر یاران را چه شد
مهربانی کی سرآمد شهر یاران را چه شد

صد هزاران گل شکفت و
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
چه شد
چه شد
عندلیبان را چه پیش آمد
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
هزاران را چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید
نمی‌آید
نمی‌آید
سواران را چه شد
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد
سواران را چه شد

زهره سازی خوش نمی‌سازد
خوش نمی‌سازد
مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی
ذوق مستی میگساران را چه شد
کس ندارد ذوق مستی
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش
حافظ
حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند
کس نمی‌داند خموش
خموش
از که می‌پرسی
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد
+



کلاغها – با صدای منوچهر



 

غروبا که میشه روشن چراغا
میان از مدرسه خونه کلاغا
یاد حرفای اون روزت می افتم
که تا گفتی به جون و دل شنفتم
عجب غافل بودم من
اسیر دل بودم من
اسیر دل نبودم
اگه عاقل بودم من

یادت میاد به من گفتی چی کار کن
گفتی از مدرسه امروز فرار کن
فرار کردم من اون روز زنگ آخر
نرفتم مدرسه تا سال دیگر
عجب غافل بودم من
اسیر دل بودم من
اسیر دل نبودم
اگه عاقل بودم من

غروبه بر میگردن باز کلاغا
به یادم باز میاد اون کوچه باغا
هنوز تو اون کوچه رو اون اقاقی
دلی که کنده بودیم مونده باقی
دلی که کنده بودیم مونده باقی
عجب غافل بودم من
اسیر دل بودم من
اسیر دل نبودم
اگه عاقل بودم من


 

متاسفم /محسن چاوشی

 


کوله بار آرزوهات روی دوشت تا کجاها رفتی با پای پیاده

رفتی و به هرچی خواستی نرسیدی متاسفم برات ای دل ساده 

دل به هر کی دادی از سادگی دادی

زندگیتو  پای  دلدادگی  دادی 

 هر جا که دیدی چراغی پر فروغه

تا بهش رسیدی  فهمیدی  دروغه

عاشق و خسته و غمگین و پریشون ، دل بی کس دلک بی سر و سامون

دل زخمی ، دل تنها و تکیده ،دل گریون منو ای دل گریون 

 کوله بار آرزوهاتو کی دزدید

 دل دیوونه به گریه هات کی خندید 

 عاشق و خسته و غمگین و پریشون

 دل بی کس دلک بی سر و سامون

تو رو با هول و ولا تنها گذاشتن

اونا که لیاقت عشقو نداشتن 

 تک و تنهایی و با پای پیاده

متاسفم برات ای دل ساده

دانلود ترانه بزن باران حبیب

بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزار تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگین کمان را
بزن باران که بیصبرند یاران
نمان خاموش! گریان شو! بباران!
بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزار تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

 

برای دانلود ترانه اینجا كلیك كنید.

لنگه كفش/ محسن چاووشی   

 
 
 
 

یه لنگه کفش پیر و درب و داغون    

افتاده بود یه گوشه ی خیابون

هیشکی اونو یه لحظه پاش نمی کرد

 هیشکی یه لحظه هم نگاش نمی کرد

می گف که تنهایی و بی پناهی

یه روز به آخر برسه الهی

یه لنگه کفش پاره   

بی کس و بی ستاره

افتاده زار و گریون

یه گوشه ی  خیابون

شب بود و شب گردی بارون و باد

رد شدم و چشام به چشماش افتاد

دیدم که زخماش همه از غربته

مثل خودم خسته و بی طاقته

دیدم و گفتم که نباید نشست

طلسم تنهاییشو باید شکست

یه لنگه کفش پاره   

بی کس و بی ستاره 

افتاده زار و گریون

یه گوشه ی  خیابون

رفتم و گفتم که چرا نشستی

تلف نکن عمرتو دستی دستی

درسته که از همه تنها تری

اسیر این دردای زجر آوری

کفشای غیرتو باید پا کنی

بگردی و لنگتو پیدا کنی

یه لنگه کفش پاره   

بی کس و بی ستاره

افتاده درب و داغون

یه گوشه ی  خیابون