از تو تنها شدم/ با صدای سیمین غانم

 

دانلود

گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمیده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده
گوشهء آسمون پر رنگین گمون
من مثل تاریکی تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من میرم گم میشم تو جنگل خواب

گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب

آسمون آبی میشه

اما گل خورشید
رو شاخه های بید
دلش میگیره
دره مهتابی میشه
اما گل مهتاب
از برکه های آب
بالا نمیره
تو که دست تکون میدی
به ستاره جون میدی
میشکفه گل از گل باغ
وقتی چشمات هم میاد
دو ستاره کم میاد
میسوزه شقایق از داغ

گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب

میخوام برم کوه/با صدای میترا

دانلود

دانلود با کیفیت پایین تر ( 128 )

می خوام برم کوه، شکار آهو،
تفنگ من کو لیلی جان، تفنگ من کو
بالای پشتی، عاشق را کشتی،
با خون عاشق، لیلی جان نامه نوشتی
روی چو ماهت، تیر نگاهت،

برده دل از من لیلی جان
چشم سیاهت
بالای بومی، کفتر پرونی،
شستت بنازم لیلی جان،
خوب می پرونی
شستت بنازم لیلی جان،
خوب می پرونی

 

دانلود ترانه خونبازی داریوش

 

آخرین سنگر سکوته

حق ما گرفتنی نیست

آسمونشم بگیرید

این پرنده مردنی نیست

آخرین سنگر سکوته

خیلی حرفا گفتنی نیست

ای برادرای خونی

این برادری تنی نیست

موج دستای من و تو

دست دریا رو گرفته

عکس تو با سرمه ی خون

چشم دنیا رو گرفته

ما که از آوار و ترکش

همه رو به جون خریدیم

تو بگو هم سنگر من

ما تقاص چی رو میدیم؟

آخرین سنگر سکوته

حق ما گرفتنی نیست

آسمونشم بگیرید

این پرنده مردنی نیست

آخرین سنگر سکوته

خیلی حرفا گفتنی نیست

ای برادرای خونی

این برادری تنی نیست

 

      برای دانلود ترانه اینجا کلیک کنید.

دانلود ترانه نازنین داریوش

دانلود ترانه نازنین داریوش

ای نازنین ای نازنین در آینه ما را ببین
از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین
از تندباد حادثه گفتی كه جان در برده ایم
اما چه جان در بردنی دیریست كه در خود مرده ایم
ای نازنین ای نازنین در آینه ما را ببین
از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین
اینجا بجز درد و دروغ هم خانه ای با ما نبود
در غربت من مثل من هرگز كسی تنها نبود
عشق و شعور و اعتقاد كالای بازار كساد
سوداگران در شكل دوست بر نارفیقان شرم باد
هجرت سرابی بود و بس خوابی كه تعبیری نداشت
هر كس كه روزی یار بود اینجا مرا تنها گذاشت
اینجا مرا تنها گذاشت
ای نازنین ای نازنین در آینه ما را ببین
از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین
من با تو گریه كرده ام در سوگ همراهان خویش
آنان كه عاشق مانده اند در خانه بر پیمان خویش
ای مثل من در خود اسیر لیلای من با من بمیر
تنها به یمن مرگ ما این قصه می ماند به جا
هجرت سرابی بود و بس خوابی كه تعبیری نداشت
هر كس كه روزی یار بود اینجا مرا تنها گذاشت
اینجا مرا تنها گذاشت
ای نازنین ای نازنین در آینه ما را ببین
از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین
ای مثل من در خود اسیر لیلای من با من بمیر
تنها به یمن مرگ ما این قصه می ماند به جا
ای نازنین ای نازنین در آینه ما را ببین
از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین

برای دانلود ترانه
اینجا كلیك كنید.

کودکی – با صدای دلکش


لینک داونلود : www.4shared.com

یادم آمد

شوق روزگار کودکی

مستی بهار کودکی

یادم آمد

آن همه صفای دل که بود

خفته در کنار کودکی

رنگ گل جمال دیگر در چمن داشت

آسمان جلال دیگر پیش من داشت.

شور و حال کودکی برنگردد دریغا

قیل و قال کودکی بر نگردد دریغا

به چشم من همه رنگی فریبا بود

دل دور از حسد من شکیبا بود

نه مرا سوز سینه بود

به دلم جای کینه بود

شور و حال کودکی برنگردد دریغا

قیل و قال کودکی برنگردد دریغا

روز و شب دعای من بوده با خدای من

کز کرم کند حاجتم روا

آنچه مانده از عمر من به جا

گیرد و پس دهد به من دمی

مستی کودکانه مرا

شور و حال کودکی برنگردد دریغا

قیل و قال کودکی برنگردد دریغا

 

دانلود داستان آینه / محمود دولت آبادی

نویسنده : محمود دولت آبادی

داستان " آینه " را اینجا بشنوید

 

«روزگار غریبی‌ست نازنین!/ با صدای احمد شاملو

در اینجا گوش کنید

دهانت را می‌بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم.
دلت را می‌بویند

               روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

و عشق را
کنارِ تیرکِ راهبند
تازیانه می‌زنند.

               عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما
آتش را
        به سوخت‌بارِ سرود و شعر
                                         فروزان می‌دارند.
به اندیشیدن خطر مکن.

               روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است.

               نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابانند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون‌آلود

               روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان.

               شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کبابِ قناری
بر آتشِ سوسن و یاس

               روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

ابلیسِ پیروزْمست
سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است.

               خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد