شب بارانی – با صدای ایرج

ياد يار

لینک داونلود : www.4shared.com

امشب با باران ، همزاد تو ، نجوا ها دارم با یاد تو
ای روح شبنم در گلزاران ، خوش بادت نم نم بر می خواران
ای گیسویت شکن به شکن خوش ، وی از بویت هوای چمن خوش
ای چون آبی بر آتش من خوش ، امشب در من جوانه بزن خوش
با یاد تو در زیر باران ، جان می شویم از این غباران

گر چه صفایی دارد عالم باران امشب ، بی تو حزین می بارد ابر بهاران امشب
هوای دل را همه غم گرفته بی تو ، قسم به باران که دلم گرفته بی تو

کشدم دل بر آتش ، آن خاطره ی خوش در صبح بهاران
اون خاطره ی خوش در صبح بهاران

من و با تو پریوش ، آن گشت و گذاران در نم نم باران
آن گشت و گذاران در نم نم باران

که گلی در باران چیدی ، به منش دادی ، خندیدی
بسته بودم به رخ تو نظر ، زیر باران به دو دیده ی تر
گفتم ای گل به صفای سحر ، گل نخندد ، تو نخندی اگر

ای که به یادت باران ، قطره به قطره شب را کرده چراغانی
می شود آیا امشب از سفرت برگردی ، ای که سفر کردی ز برم در شب بارانی
ای که به یادت باران ، قطره به قطره شب را کرده چراغانی
می شود آیا امشب از سفرت برگردی ، ای که سفر کردی ز برم در شب بارانی

 

.دلم را لرزاندی و رفتی، سیما بینا.

 

 

 .دلم را لرزاندی و رفتی، سیما بینا.

 

------

مرغ شب

......چو مرغ شب خواندی و رفتی
دلم را لرزاندی و رفتی

شنیدی غوغای طوفان را
زخواندن وا ماندی و رفتی

به باغ قصه به دشت خواب
به راه شیرین پرمهتاب

مثل روح آزرده ی مرداب
دلم را لرزاندی و رفتی

چو مرغ شب خواندی و رفتی
تو اشک سرد زمستان را

چو باران افشاندی و رفتی
چو مرغ شب خواندی و رفتی 

 

«محمدعلی کشاورز» در فیلم «مادر»

  

«آبلیموی حال‌بُرت رفت پیشواز بهارنارنج کیجا، آبجی خانوم مُرباش.
ترنجبین بانو! هِل‌وگلابم می‌زاییدی حریفِ هَفتِ‌بیجارت نمی‌شد.
لُولُو خُورخُوره . . . لُولُو خُورخُوره، منو می‌خُوره، لُولُو خُور . . .

سنجد! دَهن مَهن، کُلون مُولون.
سِهره مِهره یه دوجین بچه می‌زاد یکی‌ش میشه بُلبُل. ننۀ ما کَت سهره‌رو بست و زایید گُل و بُلبُل. . . آخ‌زو (Achso).

بَه‌بَه! چه تخم و ترکه‌ای! ترنجبین بانو.
مام دولتی سر دایی‌مون شدیم روده پاک‌کُن. واَلا یه هَله‌هوله‌ای می‌شدیم از این قماش. قره‌قورتی، بامیه‌ای؛ کُمپوت‌مُمپوت.

(برو کنار)
اروآی امواتت از این جنازه مُرده‌شوری برمی‌اومد زآبرآش کردین واسه یه نعش‌کشی. آمبولانس تو خیابون ببینتش جلبش می‌کُنه. . .»

* * *

پانویس اول:
آخ‌زو (Achso) = اصطلاحی در زبان آلمانی به معنای: که این‌طور، پس این‌طور، خُب پس.

پانویس دوم:
«سِهره مِهره یه دوجین بچه می‌زاد یکی‌ش میشه بُلبُل.»

پیش از فیلم «مادر»، جملاتی از این‌گونه را در زبان و سینمای علی حاتمی، از زبان دیگر شخصیت‌های چند فیلم دیگر او نیز شنیده‌ایم.  از جمله در فیلم سوته‌دلان از زبان کریم خطاب به همسرش زینت: «تو عالم آوازه خونا، یکی‌ش میشه قمر، بقیه، اِی، می‌خونن.»

و نیز در فیلم «کمال‌الملک» از زبان شاه ناصرالدین‌شاه در خطاب به مدیر مدرسۀ دارالفنون: «مدرسه هنر، مزرعه بلال نیست آقا، که هر سال محصول بهتری داشته باشد. در کواکبِ آسمان هم، یکی می‌شود ستاره درخشان، الباقی سوسو می‌زنند.»