ازت متشکر ... مازیار فلاحی

 

ازت متشکرم دیوونه ی من
از این که چشم به این دنیا گشودی

از این که پا تو زندگیم گذاشتی
از این که پا به پام همیشه بودی

ازت ممنونم ای تنهای عاشق
که یادم دادی دستاتو بگیرم

اجازه دادی با تو هم نشین شم
تو جون دادی به این احساس بی رحم

ازت متشکرم دیوونه ی من
ازت متشکرم دیوونه ی من..

کسی جز تو ، تو قلبم جا نمیشه
تو پای عشقو به قلبم کشیدی

تونستی با بد و خوبم بسازی
تو طعم سختی رو با من چشیدی

تو یادم دادی با چشمام بخندم
به اون روزای تلخم بر نگردم

از این ناراحتم کم با تو بودم
باید زودتر تو رو پیدا می کردم

از این ناراحتم کم با تو بودم
شبای بی تو من بی خواب میشم

کسی هم اسم تو هر جا که باشه
مثل پروانه ها بی تاب میشم

ازت متشکرم دیوونه ی من
ازت متشکرم دیوونه ی من…

 

دانلود داستان داود گوژپشت / صادق هدایت

sadegh hedayat صادق هدایت kaajeesabz.blogfa.com

نویسنده : صادق هدایت

داستان " داود گوژپشت را اینجا بشنوید

 

دانلود ترانه آهو / شاهرخ


وقتی بغض تو، اشاره به گناهم میکنه
اِنگار از تَه چشات آهو نگاهم میکنه
غم بغض چشات ،آئینهء گلایه هات
آینه حکایت از روی سیاهم میکنه
آهوی شرقی ، ای جادوی شرقی
من از تو آغاز شدم ای جادوی شرقی
آهوی شرقی ،ای جادوی شرقی
من از تو آزاد شدم ای جادوی شرقی
من یه صیاد شکستهُ به بن بست رسیده
در پی آهوی خوشبختی همیشه دویده
من بفکر صید تو بودمو صید تو شدم
توئی که یه عمره قلبم تو رو فریاد کشیده
آهوی شرقی ،ای جادوی شرقی
من از تو آغاز شدم ای جادوی شرقی
آهوی شرقی ،ای جادوی شرقی
من از تو آزاد شدم ای جادوی شرقی
وقتی بغض تو، اشاره به گناهم میکنه
اِنگار از تَه چشات آهو نگاهم میکنه
غم بغض چشات ،آئینهء گلایه هات
آینه حکایت از روی سیاهم میکنه
آهوی شرقی ،ای جادوی شرقی
من از تو آغاز شدم ای جادوی شرقی
آهوی شرقی ،ای جادوی شرقی
من از تو آزاد شدم ای جادوی شرقی

 

بگو به باران / روح انگیز

 

 

 

بگو به باران

ببارد امشب

بشويد از رخ

غبار اين كوچه باغ ها را

كه در زلالش

سحر بجويد

ز بي كران ها

حضور ما را

به جست و جوي كرانه هايي

كه راه برگشت از آن ندانيم

من و تو بيدار و

محو ديدار

سبك تر از ماهتاب و

از خواب

روانه در شط نور و نرما

ترانه اي بر لبان باديم

به تن همه شرم و شوخ ماندن

به جان جويان

روان پويان بامداديم

ندانم از دور و دور دستان

نسيم لرزان بال مرغي ست

و يا پيام از ستاره اي دور

كه مي كشاند

بدان دياران

تمام بود و نبود ما را

درين خموشي و پرده پوشي

به گوش آفاق مي رساند

طنين شوق و سرود ما را

چه شعرهايي

كه واژه هاي برهنه امشب

نوشته بر خاك و خار و خارا

چه زاد راهي به از رهايي

شبي چنان سرخوش و گوارا

درين شب پاي مانده در قير

ستاره سنگين و پا به زنجير

كرانه لرزان در ابر خونين

تو داني آري

تو داني آري

دلم ازين تنگنا گرفته

بگو به باران

ببارد امشب

بشويد از رخ

غبار اين كوچه باغ ها را

كه در زلالش سحر بجويد

ز بي كران ها

حضور ما را

 (شفيعي كدكني )
 

پرنده – با صدای سیمین غانم

توی یک جنگل تن خیس کبود
یه پرنده آشیونه ساخته بود
خون داغ عشق خورشید تو پرش
جنگل بزرگ خورشید رو سرش
تو هوای آفتابی روی درختا می پرید
تنشو به جنگل روشن خورشید می کشید
تا یه روزی ابرای سنگین اومدن
دنیای قشنگشو بهم زدن
هر چه صبر کرد آسمون آبی نشد
ابرا موندن هوا آفتابی نشد
بسکه خورشیدشو تو زندون سرد ابرا دید
یه دفعه دیوونه شد از توی جنگل پر کشید
زندگیشو توی جنگل جا گذاشت
رفت و رفت ابرها رو زیر پا گذاشت
رفت و عاقبت به خورشیدش رسید
اما خورشید به تنش آتش کشید
اگه خورشید یکی تو آسمونه
مرغ عاشق رو زمین فراوونه
روزی یکی به بالا چشم می دوزه
میره با اینکه می دونه می سوزه
من همون پرنده بودم که یه روز خورشید و دید
اسم من یه قصه شد این قصه رو دنیا شنید


 

رفتم / از زنده یاد بانو هایده

دانلود

رفتم رفتم رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم
از عشق تو جاودان ماند ترانه من
با یاد تو زنده ام عشقت بهانه من
پیدا شو چو ماه نو گاهی به خانه من
تاری زد گل از رخت در آشیانه من
رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم

آهم را می شنیدی
به حال زارم می رسیدی
نازت را میخریدم
تو ناز من را میکشیدی
بخدا که تو از نظرم نروی

چو روم ز برت ز برم نروی
رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم

اگر مراد در آید چه شود
شبی فراغ ما سر آید چه شود
بخدا کس ز حال من خبر نشد
که بجز غم نصیبم از سفر نشد
نروی یک نفس ز پیش چشم من
که به چشمم بجز تو جلوه گر نشد
رفتم و بار سفر بستم
با تو هستم هر کجا هستم
رفتم رفتم رفتم

 

ابرهاي پاييزي/محسن چاووشی

 
دانلود  ابرهاي پاييزي کنید

 

 

    

ابرای پاییزی دلگیر من

 

جوونترای چهره ی پیر من

 

چشمای من بی خبرای ساده

 

منتظرای دل به جاده داده

 

 مردمکاتون به کجا زل زدن

 

باز مژه هاتون به کجا پل زدن

 

کاشکی بدونید که دارم هنوزم

 

از اشتباه قبلی تون می سوزم

 

با اینکه هیچکس نیومد پیش من

 

شب زده ها چشمای درویش من

 

تنها نبودن حتی یک دقیقه

 

با تنهایی که بهترین رفیقه

برف / فرهاد

زردها بیهوده قرمز نشدند
قرمزی زنگ نیانداخته
بیهوده بر دیوار
* * *
صبح  پیدا شده امّا
آسمان پیدا نیست
* * *
گرته  روشنی مرده برفی
همه کارش آشوب
بر سر شیشه هر پنجره
بگرفته قرار
* * *
من دلم سخت گرفتست، از این
میهمان خانه مهمان کش روزش تاریک
* * *
که به جان هم نشناخته
انداخته است
چند خواب آلود
چند تن ناهموار
چند تن نا هشیار
* * *
که به جان هم نشناخته
انداخته است
چند خواب آلود
مشتی تن ناهموار
چند تن نا هشیار
چند خواب آلود

 

ترانه ی برف رو با صدای فرهاد از اینجا دانلود کنید .

 

روسری سیاه من / هیلا صدیقی

 

 

 روسری سیاه من / هیلا صدیقی 

 

 


ترس نشسته در دلم ، غم زده در نگاه من
سهم من از زنانگی ،‌ روسری سیاه من !

......راز دلم نهان شده ، پشت سر حجاب من
غرق گناهم ،‌ تو بیا ، باز بشو نقاب من

روسری سیاه من ! سهم من از ستاره ها !
دور زحل نشسته ای ،‌ در گذر شراره ها

تیر نگاه هرزه ها ، حکم خلاصی که گرفت
نوبت حبس تو و من، زیر گره ها ، شل و سفت

روسری سیاه من ! بخواب روی شانه ام
خمیده پشت من ، بیا بدون پشتوانه ام

نقش سپید غصه ها ، زده به تار موی من
پود سیاه شو ، بیا ، بباف آبروی من

نجابت شرقی من ! قفل تنیده روی لب !
بر آفتاب صورتم نشسته سایه های شب

سهم من از زنانگی !‌ روسری سیاه من !
بپیچ دور گردنـــم ، ببند راه آه مــــن

ترس نشسته در دلم ، غم زده در نگاه من
باز بکوب بر سرم ، روسری سیاه من 

 

امشب شب مهتابه حبیم رو میخوام   

 

..امشب شب مهتابه ، با صدای زنده یاد فریدون فرخزاد ..

..امشب شب مهتابه. سيما مافيها; مرضيه ..

امشب مهتابه حبیم رو میخوام   با صدای مهران مدیری   

 

امشب به بر من است آن مایه ناز
یا رب تو کلید صبح در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق برگرد
ای ظلمت شب، با من بیچاره بساز
امشب شب مهتابه حبیبم را می خوام
حبیبم اگر خوابه طبیبم را می خوام
گویید فلانی آمده
آن یا جانی آمده
مست است و هشیارش کنید
خواب است و بیدارش کنید
آمده حال تو، احوال تو
سیه خال تو، سفید روی تو
ببیند برود

امشب شبه مهتابه
حبیبم رو می خوام
حبیبم اگر خوابه
طبیبم رو می خوام
خواب است و بیدارش کنید
مست است و هوشیارش کنید
گویی فلونی اومده
اون یار جونی اومده
اومده حالتو احوالتو
سپید روی تو سیه موی تو
ببیند برود
امشب شبه مهتابه
حبیبم رو می خوام
حبیبم اگر خوابه
طبیبم رو می خوام