دانلود ترانه وایستا دنیا رضا صادقی

من دیگه خسته شدم بس كه چشمام بارونیه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و كم

وقتی فایده ای نداره . غصه خوردن واسه چی
واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم

نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود كم و خالی پرافاده شم
وایسا دنیا ، وایسا دنیا من میخوام پیاده شم

همه حرف خوب میزنند اما كی خوبه این وسط
بد و خوبش به شما ما كه رسیدیم ته خط
قربونت برم خدااا چقدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل با خودت نبین

نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود كم و خالی پرافاده شم
وایسا دنیا ، وایسا دنیا من میخوام پیاده شم

این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس دائم بگو قسمت كى شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس كجاست
این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست

نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود كم و خالی پرافاده شم
وایسا دنیا،وایسا دنیا من میخوام پیاده شم

نمیخوام دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در

نمیخوام دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در
دربه در

 

برای دانلود ترانه اینجا كلیك كنید.

دانلود داستان آنها هنوز جوانند / علي‌اشرف درويشيان

 

 

 

داستان " آنها هنوز جوانند"

نوشتۀ علي‌اشرف درويشيان را با اجرای ناصر زراعتی در اینجا بشنوید.

 

 

 

 

 

به یاد سهراب /جلال خسروشاهی

-
 
خانم پروین، دوست و همکار کتابخانه گویا، برنامه ای را در بزرگداشت او تهیه کرده‌ که نقل خاطره ای است از یکی از دوستان نزدیک این شاعر به نام «جلال خسروشاهی»، شبی است در امیرآباد و در خانه سهراب سپهری که آن شب را «شب سوسک» می نامند.
 
این مطلب در فصلنامه «کلک» به چاپ رسیده بوده است.
 
اجرا، انتخاب موسیقی و میکس توسط خانم پروین انجام شده است که می توانید در اینجا بشنوید.

 

چای سبز : این پست رو از دست ندهید


دانلود ترانه مادر حبیب

 
 
مادر!
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالی ام بی تو چه سرده
مادر!
مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
فضای این خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز این جا می پیچه
مادر مادر

هنوزم تو دلم
تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه
شعر آشتی مثه قدیما نمیخونه
مادر مادر

شبا با صدای لالائی های تو
خوابیدم
لالائی مادرم
حالا نوبت توست تو بخواب امیدم
مادر مادر

مادر!
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالی ام بی تو چه سرده
مادر!
مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
فضای خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر

هنوزم تو دلم
تموم قصه ها ت جوونه
خاله سوسکه دیگه
شعر آشتی مثه قدیما نمیخونه
مادر مادر

شبا با صدای لالائی های تو
خوابیدم
لالائی مادرم
حالا نوبت توست تو بخواب امیدم
مادر مادر
مادر مادر....

 

برای دانلود ترانه اینجا كلیك كنید.

قصۀ عینکم/رسول پرویزی

 

رسول پرویزی

 

داستان طنز: قصۀ عینکم را اینجا بشنوید

نویسنده : رسول پرویزی

 

 

 

 

 

 

داستان لبخند/ محمد پور ثانی

 

      

       

 

       

 

داستان   طنز  داستان " لبخند " را اینجا بشنوید

 نویسنده : محمد پور ثانی

 

 

اندک اندک/شهرام ناظری

اندک اندک ، اندک اندک ، جمع مستان می رسند

اندک اندک ، اندک اندک ، می پرستان می رسند

اندک اندک جمع مستان می رسند

اندک اندک می پرستان می رسند

دل نوازان ، ناز نازان در رهند

گل عذاران از گلستان می رسند

اندک اندک زین جهان هست و نیست

نیستان رفتند و هستان می رسند

دل نوازان ، ناز نازان در رهند

گل عذاران از گلستان می رسند

سر خمش کردم که آمد خالق ، ای

نک بتان با آب دستان می رسند

شوكت بودنم/مازیار

دانلود ترانه ای شوكت بودنم مازیار

ای شوکت بودنم، رویای آسودنم
دریادلی خسته بودم، برباد و پربسته بودم
بوی عزیز تنت صبح ختن می‌نمود
ابریشمین رنگ چشمت بر روی جانم گشوده

با رنگ تو شعله زد گلهای قصر شبم
لبریز از تو شده آواز و پرواز
ماه منیر منی مولا و پیر منی
خورشید یادت شده با سینه دمساز

ای شوکت بودنم، رویای آسودنم
دریادلی خسته بودم، برباد و پربسته بودم
بوی عزیز تنت صبح ختن می‌نمود
ابریشمین رنگ چشمت بر روی جانم گشوده

آیینه‌دار دل شدی واحد شدی کامل شده
با مای پنهان نامه‌اتم آغاز
بانوی عهد و خواهشی دریایی از آرامشی
چون روی حرفت سودای پرواز

دیوار دل شکستی بر موج دل نشستی
از من به ما رسیدی تا در به دی بستی

ای شوکت بودنم، رویای آسودنم
دریادلی خسته بودم، برباد و پربسته بودم
بوی عزیز تنت صبح ختن می‌نمود
ابریشمین رنگ چشمت بر روی جانم گشوده
ابریشمین رنگ چشمت بر روی جانم گشوده

برای دانلود ترانه اینجا كلیك كنید.

دانلود ترانه خیال خوشی فرهاد مهراد

كیست كه بتواند آتش بر كف دست نهد
و با یاد كوههای پر برف قفقاز خود را سرگرم كند
یا تیغ تیز گرسنگی را با یاد سفره های رنگارنگ كند كند
یا برهنه در برف دی ماه فروغلطد
و به آفتاب تموز بیندیشد
نه! هیچ كس
هیچ كس چنین خطری رابه چنان خاطره ای تاب نیاورد
از آنكه خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست
بلكه صد چندان بر زشتی آنها می افزاید

oh...who can hold the fire on his hand?
by thinking on the frosty cocuses
or cloy the hungry edge of the time
by bare imagination of a feast
or wallow naked in december snow
by thinking on fantastic summer's heat?

نه هرگز،هرگز هیچ كس چنین خطری را به چنان خاطره ای تاب نیاورد

از آنكه خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست
بلكه صد چندان بر زشتی آنها می افزاید
صد چندان بر زشتی آنها می افزاید

برای دانلود ترانه اینجا كلیك كنید.

ستاره مرد/حسن گلنراقی

 

دانلود

ستاره مرد سپیده دم ، چو یک فرشته ماه هم

نهاده دیده برهم ، میان پرنیان غنوده بود

به آخرین نگاهش ، نگاه بی گناهش

سرود واپسین سروده بود

دید که من ازین پس دل در راه دیگر دارم

به راه دیگر ، شوری دگر در سر دارم

ز صبح روشن باید اکنون دل بردارم

که عهد خونین با صبحی روشن تر دارم

آه ، به روی او ، نگاه من نگاه او ، به راه من

فرشتگان زیبا ، به ماتم دل ما ، در آسمان هم آوا

دختر زیبا همچون شبنم گلها با برگ شقایق ها

بنشین بر بال باد سحر…

دختر زیبا چشمان سیه بگشا با روی بهشت آسا

بنگر خندانم بار دگر

شانه/ ویگن و پوران

دانلود

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

بر گیسویت ای جان ، کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه

بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

در حلقه مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه

دل دیوانه/ ویگن

دانلود

پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن

تو ای ناکام . دل دیوانه

با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام . دل دیوانه

با تو رفتم بی تو باز آمدم
از سر کوی او . دل دیوانه
پنهان کردم در خاکستر غم
آن همه آرزو . دل دیوانه
چه بگویم با من ای دل چه ها کردی
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام . دل دیوانه

با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام . دل دیوانه
با تو رفتم بی تو باز آمدم
از سر کوی او . دل دیوانه
پنهان کردم در خاکستر غم
آن همه آرزو . دل دیوانه
چه بگویم با من ای دل چه ها کردی
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام . دل دیوانه

با غم دیرینه ام
به مزار سینه ام
بخواب آرام . دل دیوانه

 

مرد تنهای / شب حبیب

alone-man

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم

من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم

 

برای دانلود ترانه اینجا كلیك كنید.

سر سپرده به زمین / بیژن نجدی

 

 

داستان « سر سپرده به زمین »

نویسنده : بیژن نجدی

 

داستان ـ سرسپرده به زمین را اینجا بشنوید